مقدمهي خط
نخستين خط انسان، تصويري بوده است. اين خط ابتدا حالت نمادين داشته است زبان شناسان مراحل خط تصويري تا الفبا را به چهار مرحله تقسيم مي كنند:
1) تصوير نگاري: در اين مرحله بيان انديشه و تبادل نظر با تصوير صورت مي گرفت.
2) ايده نگاري يا انديشه نگاري: در اين دوره هر تصوير مفهوم خاص خودش را پيدا كرد مثلا شكلي از آب ، هم بيانگر آب بود و هم بيانگر نوشيدن; يا شكل پرنده هم بيانگر پرنده بود و هم بيانگر پرواز كردن .
3) واژه نگاري: در اين مرحله هر واژه يا نشانه نمايانگر يك نوشته بوده است اين نشانه مي توانست تصوير يك شئ يا علامتي قرار دادي باشد . تفاوت دوره انديشه نگاري و واژه نگاري اين است كه در دوره انديشه نگاري مثلاً پنج خط نشانه 5 رمز بود اما در دوره واژه نگاري يك عدد مانند 5 نماد پنج خط بود .
4) آوا نگاري: در اين مرحله هريك لز نشانه هايي كه در دوره واژه نگاري بيانگر يك انديشه بوده آواي خاصي به خود گرفت. در اين دوره هجاها به وجود آمدند به وجودآمدن هجاها آغاز اختراع الفبا بود، هر يك از نشانه ها نماد الفبايي يك واحد صوتي است.
تاريخچه خط در جهان اسلام: نخستين خطي كه در تمدن اسلامي رايج شده خط كوفي بوده است اين خط كه هيچ گونه اعرابي نداشت به خط كوفي كهن معروف است. بعد از اين كه اعراب گذاري شد به خط كوفي متحول معروف شد . خط كوفي به تدريج تغيير يافت و خط نسخ پديدار گشت در طول زمان اين خط زيباتر و منسجم تر شد و دور آن بيشتر شد تا اينكه خط نستعليق به وجود آمد و بعد از آن هم شكسته نستعليق بود كه نستعليق عروس خط هاي اسلامي است.
سير تحول خط در اروپا: نخستين خط هايي راكه در ايتاليا و ساير نقاط اروپا استفاده ميشده خط بربري خوانده اند اين خط بسيار ناخوانا بود . پس از آن خط« كارولنژري» به وجود آمد به تدريج خط در اروپا از شكل هندسي خشن و زاويه دار به شكل زيباتر تغيير يافت در پي اين تحولات خطي به نام خط انسان گرايي به وجود آمد كه تا زمان اختراع چاپ و پس از آن نيز ادامه يافت.
سير تحول كتاب: اگر نخستين تلاش هاي بشر ، براي ثبت آثار مكتوب كه به شكل علائم تصوير روي استخوان ها ، پوست درختان و پوست جانوران را به عنوان مصاديق كتاب در نظر بگيريم بيشترين آثار به جا مانده از نخستين آثار مكتوب بر روي سنگ نشسته ها و الواح گلين بوده است. نمونه اي از آن ها منشور آزادي كوروش هنگام فتح بابل است . در مصر باستان كاغذ هاي پاپيروس را به هم مي چسبانده و طومارهايي درست ميكردهاند و الواحي تيز چوبين بوده كه آن ها را در مصر و بابل موم اندود مي كرده اند. نگارش متون روي طومارهاي پاپيروس منسوخ شد زيرا در اثر گذشت زمان رطوبت سبب نابودي آنها مي شد بدين ترتيب نگارش روي پوست آغاز شد زيرا پوست در برابر گذشت زمان بيشتر مقاومت داشت. يونانيان نخستين ملتي بودند كه كتاب پوستي درست كرده اند.
اختراع چاپ : (تاريخچه) در دوران باستان ، كتاب در انحصار افرادي خاص قرار داشت يكي از دلايل اين انحصار تعداد اندك كتاب بود زيرا از نظر اقتصادي مقدون به صرفه نبود كه در دسترس عموم باشد علاوه بر اين ها سواد اوليه نيز در انحصار افراد خاصي قرار داشت بنابر اين نياز دانش پژوهان كه همواره از ثروتي اندك بهره مند بودند، مويص شد تا تقاضا براي تهيه دست نوشته هاي بيشتر ، افزايش يابد. در اروپا در عصر نوزايي، عده دانش اندوزان رو به فزوني گذاشت و دانشگاه ها وسعت يافتند و نياز به كاغذ و نوشت افزار و كتاب افزايش يافت. مسئله تهيه كاغذ با ورود آن از جهان اسلام به اروپا حل شد و مسئله تكثير نوشته ها و كتاب ها نيز با اختراع چاپ امكان پذير شد به استناد مدارك باز مانده از گذشتگان ، تاريخ چاپ به پنج قرن پيش از ميلاد مسيح ميرسد يعني در حدود عصر هخامنشيان . در اين دوره براي امضاي اسناد از مهر هايي استفاده ميشده است كه از چوب ساخته شده بودند اين نمونه از قديمي ترين انواع چاپ و به چاپ چوبي معروف است. چيني ها از نخستين مللي بودند كه براي توليد كتاب از صنعت چاپ استفاده كردند و چاپ قالبي تا زماني كه گوتنبرگ براي چاپ از حروف متحرك فلزي استفاده كرد رايج بوده است . نخستين ماشين هاي چاپ، چوبي بودند. ماشين هاي اوليه با دست كار مي كردند و قادر به چاپ 300 تا 500 ورق در روز بودند . ماشين چاپ رفته رفته تكامل يافت، بنيامين فرانكلين با ماشين چاپي كار مي كرد كه داراي قالب چوبي بود. ايران ماشين چاپ تمام فلزي را ساخت . ايزاك آدامز ماشين چاپ اهرم دار را اختراع كرد. ماشين چاپ سيلندري را نيلكسون انگليسي اختراع كرد. ريچارد هو نخستين چاپ روتاري (دوار) را در ايالات متحده آمريكا كامل كرد. در حدود 20 سال بعد، نخستين ماشين چاپ آمريكايي ليتوگرافي به وجود آمد كه با بخار كار مي كرد در اوايل قرن بيستم ، نخستين ماشين امنت در ايالات متحده آمريكا ساخته شد ، در قرن حاضر ماشين هاي چاپ، بسوي علمي شدن پيش مي روند به طوري كه مركب، كاغذ، مواد پلاستيكي جديد، ليزر ها، متون كامپيوتر و ساير توليدات مورد استفاده در چاپ، رفته رفته آن را از يك صفت به يك علم تبديل كرده است .
تآْثيرات اختراع چاپ در جهان : با پيشرفت چاپ ، پيشرفت علوم و فنون سرعت بيشتر گرفت تا زمان اختراع چاپ ، دانش و اطلاعات در انحصار گروهي خاص بود . اختراع چاپ اين انحصار را از ميان برداشت و موجب شد مهمترين ماده اطلاعاتي به دست عام مردم برسد در واقع، پس از اختراع خط ، اختراع چاپ مهمترين تحول فرهنگي تاريخ بشريت است. با اختراع چاپ، امكان معدوم كردن آثار مكتوب وجود داشت اما پس از اختراع چاپ اين امر ممكن نبود. چاپ موجب شد تا ارتباط ميان گذشته و آينده بشر مستحكم تر شود، جوامع و ملل از تك فرهنگي به فرهنگ كلي و هماهنگ برسد. بنابراين نقش صنعت چاپ در زندگي بشر مانند نقش عناصري حياتي، هم چون آب يا هواست.
تـآْ ثير صنعت چاپ در ايران :
1) سرعت در نشر آثار مكتوب < دسترسي مردم به كتاب و تغيير نگرش آنان
2) چاپ نخستين روزنامه ها < رشد فرهنگ عمومي و تفكرات آزادي خواهانه
3) چاپ كتاب هاي درسي< تغيير و رشد نظام آموزشي
4) چاپ آثار علمي< آشنايي ايرانيان با مسائل علمي جهان و پرورش خلاقيت ها
5) ترجمه و چاپ متون علمي و ادبي و هنري ممالك غربي< توسعه فن ترجمه و گرايش به فرهنگ غرب
6) توسعه نهاد هاي فرهنگي < ايجاد مراكز آموزشي ، هنري و ادبي و كتابخانه ها .
نشر: مفهوم نشر از اختراع چاپ تاكنون تغييرات بسيار كرده است اگر زماني مفهوم نشر چاپ و تكثير كتاب جزوه و مانند آنها بود امروزه، به انواع ديگري از منابع اطلاع رساني مانند: نوار كاست، انواع فيلم ها، نوار ويدئو، ديسكت، ديسكهاي فشرده نوري نيز اتلاق مي شود.
مرجع شناسي، نشر چنين تعريف شده است : " شغل و فعاليت انتشار كتاب و نشريه" .
دست اندر كاران توليد كتاب :
1) پديد آور
2) ناشر
3) چاپ كننده
4) توزيع كننده
5) فروشنده
در دانش نامه كتابداري و اطلاع رساني پديد آور چنين تعريف شده است : شخص، سازمان يا هيأتي است كه مسئوليت مستقيم پديد آوردن آن اثر را داشته باشد ، پس شخصي كه آثار چند نويسنده را بر ميگذيند و گردهم مي آورد (گردآورنده يا ويرايشگر) ممكن است پديد آور آن مجموعه ناميده شود. همچنين ميتوان سازماني را كه به نام يا اجازه ي آن، اثري منتشر ميشود، پديد آورآن اثر دانست.
ناشر: در اصطلاح نامه كتابداري ناشر چنين تعريف شده است: شخص، شركت ، يا شخصيت حقوقي يا تناگلاني كه مسؤليت انتشار يك كتاب يا ديگر مواد چاپي را براي استفاده همگان به عهده بگيرد. همين شخص يا شركت ممكن است چاپ كننده ، ناشر و فروشنده ، يا چاپ كننده و ناشر و يا ناشر و يا فروشنده باشد. ولي در غرب تا آغاز قرن 19 كار انتشار يك شغل جداگانه بود.
صنعت نشر : فعاليتي راكه منجر به توليد يك كالا ي تجاري شود، صنعت مي گويند. در دهه هاي اخير كتاب هارا با استفاده از دستگاه هاي الكترونيكي توليد مي كنند ، بنابراين آنهارا كالا مي توان ناميد به اين ترتيب ، توليد كتاب يك صنعت است كه به آن "صنعت نشر" يا كتاب سازي گفته مي شود.
موسسه انتشاراتي : يك ناشر ممكن است در قالب يك كتابفروشي، خود تمام امور را انجام دهد يابه عنوان يك موسسه انتشاراتي كارهارا انجام دهد . در هر موسسه انتشاراتي دفتر مدير انتشارات يا دفتر نشر، رابط ميان موسسه و مردم است. اين دفتر، ارتباطات ميان پديد آورندگان، امور مالي، فني، ويراستاري و ساير واحد هاي نشر را با مدير انتشارات و با يكديگر هماهنگ مي كند. اين دفتر غالبا امور روابط عمومي را نيز انجام مي دهد.
شوراي نشر : موسسه انتشاراتي بزرگ غالبا يك شوراي نشر يا گروه هاي تخصصي براي چاپ اثر يا انتخاب اثر يا ارزيابي اثر دارند. اين شورا ممكن است گاهي براي امور فوري يا به طور مستمر تشكيل شود. اين شورا ممكن است تحت عنوان " كميته انتخاب كتاب" يا شوراي سر دبيري باشد كه غالبا در نشر مجلات وجود دارند.
شوراي ويرايش : گروهي از ويراستاران راكه سياست هاي يك موسسه انتشاراتي را تعيين مي كنند يا ويرايش يك كتاب مرجع مفصل رابه عهده دارند، شوراي ويرايش ميگويند.
در دانشنامه كتابداري و اطلاع رساني ويراستار به صورت ذيل تعريف شده است: " كسي كه اثر يا مجموعه آثار يا مقالاتي را كه از آن خودش است براي انتشار آماده ميكند. كار ويرايش ممكن است آماده ساختن مطالب براي چاپخانه منحصر باشد ، يا ممكن است شامل سرپرستي چاپ ، تجديد در متن يا توضيح آن و افزودن مقدمه ، تعليقات و يا مطالب انتقادي ديگر باشد .
انواع ويراستار : الف) ويراستار ادبي ب) ويراستار ساختار و محتوا
ج) ويراستار مقابله گر د) ويراستار صوري و فني هـ) ويراستار تخصصي
بخش هنري و گرافيك : دست اندر كاران اين بخش مسوليت امور هنري مانند طراحي ،صفحه آرايي ، نقاشي ورسامي اثر را به عهده دارند.
بخش توليد : اين بخش مسوليت تبديل دست نوشته به متن چاپي رابه عهده دارد در اين بخش بيشتر امور فني مربوط به چاپ و مراحل پاياني پس از چاپ انجام ميگيرد.
بخش مالي و اداري : انتشاراتي هاي بزرگ ، گا هي اين دو بخش را از هم تفكيك ميكنند. در انتشاراتي هاي كوچك، مسوليت اين بخش به عهده ناشر است و او براي رسيدگي به امور مالي يك حسابدار استخدام مي كند وظايف بخش مالي فراتر از كار حسابداري است به طوري كه در بخش مالي بايد هزينه هاي نشر به طور كلي و جزيي بر آورد و سپس تامين شوند.
بخش توزيع و فروش : در انتشاراتي هاي بزرگ ، اين بخش واحدي مستقل است و گاهي واحد هاي برون مرزي نيز دارد. در اين بخش چرخه توليد كتاب به مرحله پاياني مي رسد . مسوليت بازاريابي ، تبليغ، توزيع و فروش اثر به عهده اين بخش است.
كتابخانه تخصصي مركز اسناد و مركز اطلاع رساني : هر انتشاراتي براي افزايش سطح آگاهي دست اندر كاران بخش هاي گوناگون و روز آمد شدن آنان نيازمند يك كتابخانه تخصصي ، آرشيو يا مركز اطلاع رساني است .
مراحل نشر : يك نوشته بايد مراحلي خاص راطي كند تا يك كتاب شود. همانطور كه گفته شد، يك اثر يا به سفارش ناشر يا بنابه علاقه و احساس نياز نويسنده ( يامترجم يا گرد آورنده و ...) نوشته و براي چاپ به ناشر ارائه ميشود.
پذيرش اثر : ناشران و پديد آورندگان ، به صورت رسمي يا غير رسمي با يكديگر آشنا مي شوند برخي از ناشران كه از سياست ها ي خاصي پيروي ميكنند در مجامع فرهنگي، علمي، پژوهشي ياهنري شركت ميكنند تا پديد آورندگان مورد نظر خود را براي انتشار آثار شان انتخاب كنند . گاهي نيز پديد آورندگان در چنين مجامعي شركت مي كنند تا براي انتشار آثارشان ناشر پيدا كنند.
آماده سازي : پس از آنكه پديد آور اثر رابه صورت دست نوشته ، ماشين شده يا ديسكت به نام ناشر تحويل مي دهد ، ناشر يا همكاران او كه در رأس آنها ويراستار قرار دارد ، اثر را ارزيابي ميكنند. قوانيني راكه هر موسسه انتشاراتي براي حروف چيني، اندازه حروف رسم الخط فارسي، علائم نشانه گذاري و مانند آنها وضع ميكند تا آثار خود را مطابق با آن قوانين منتشر نمايد ، شيوه نامه مي گويند.
توليد فني : شروع مرحله توليد فني پس از اتمام همه مراحل ويرايش است و پايان آن آغاز كار چاپ كتاب درچاپخانه است .
اين مرحله شامل طراحي كتاب و جلد و حروف چيني، صفحه آرايي و تصوير گري كتاب است .
اجزاي كتاب : هر كتاب از سه جزء اصلي تشكيل ميشود: اجزاي پيش از متن اصلي، متن اصلي ، اجزاي پس از متن اصلي.
اجزاي پيش از متن اصلي : الف) جلد ب) برگه سفيد ج) صفحه نيم عنوان
د) صفحه عنوان هـ) صفحه حقوقي
متن اصلي كتاب : متن اصلي فصل ها و زير فصل ها و بخش هاي گوناگون كتاب است كه تقدم و تأخر آنها با نظر پديدآور، ويراستار و بخش طراحي تعيين شده است.
اجزاي پس از متن :
1)نمايه= سياهه الفبايي نامها ، واژه ها و مضوعاتي است كه در كتاب مي آيد.
2)پي افزودها يا ضمائم = به مطالبي كه ضميمه متن كتاب هستند مانند كتاب نامه ، جداول آماري و مطالب توضيحي (تعليقات)
پي افزود يا ضمائم ميگويند.
3) كتاب نامه= سياهه منابع و مآخذي است كه پديد آور براي تأليف كتاب از آنها استفاده كرده است.
طراحي: طراح بابهره گيري از ذوق هنري ، فن روان بشناسي، ابتكار عمل و حس زيبا شناختي ميان بخش ها و اجزاي گوناگون توازن، وحدت وتناسب ايجاد ميكند . ويراستار كتاب را پس از ويرايش به بخش طراحي ارائه ميدهد. طراح جاي صفحات ، اندازه حروف و نوع آنها حاشيه ها و فضا هاي خالي صفحات ، محل و نوع و شكل تصاوير و جداول ، اجزاي سه گانه كتاب و جلد و روپوش جلد را طراحي ميكند.
حروف نگاري : پس از آنكه ، طراح اندازه و شكل حروف را پيشنهاد كرد و مورد توافق ويراستار يا ناشر قرار گرفت به بخش حروف چيني ارائه ميشود. پيش از اختراع رايانه ، نوشته ها در چاپخانه حروف چيني ميشدند ، اما در حال حاضر ، اغلب ناشران حروف چيني را با رايانه انجام ميدهند.
صفحه آرايي : يكي از وظايف بخش توليد فني وزير بخش ، طراحي است . صفحه آرايي با دست يا با رايانه انجام ميشود. طراح يا صفحه آرا به كمك نرم افزار هاي رايانه اي متن حروف چيني شده را صفحه آرايي ميكند.
قطع كتاب: يكي از كار هايي كه در توليد فني انجام ميشود ، تعيين قطع كتاب است. قطع كتاب به معني اندازه كتاب است و با توجه به اندازه سطح چاپ، طول سطر ، قطع كاغذ و برش هاي آن انتخاب مي شود .
در ايران نزديك به بيست نوع قطع كتاب وجود دارد . كوچكترين نوع آن قطع " بازوبندي " به اندازه 2×3 سانتي متر . بزرگترين نوع قطع "رحلي بزرگ" و اندازه آن 34×58 سانتي متر است . از اندا زه هاي ديگر مي توان "وزيري- رقعي- خشتي و جيبي" را نام برد، به طور كلي ، طراحي قطع كتاب با استفاده از اصول روانشناسي ، هنري، ذوقي وقتي انجام ميشود.
توزيع و فروش : اين امر ، در صدي (حداكثر 30 درصد) از درآمد نشر را به خود اختصاص ميدهد. چه بسا كتابهايي با ارزش كه به دليل عدم اطلاع رساني يا توزيع نامناسب در انبارها مي مانند ، بنابر اين توزيع و فروش كتاب يك فرايند است كه بايد طبق برنامه ريزي درست و روش هاي علمي انجام شود . يكي از راههاي توزيع درست ، بازار يابي است كه طي آن بازار هاي مصرف ، شناسايي مي شوند. امروزه معمولا بازار يابي قبل از انتشار انجام مي شود.
تبليغ : يكي از عوامل مؤثر در توزيع و فروش كتاب تبليغ است.در بازار يابي نوع تبليغات و چگونگي آن مشخص ميشود. تبليغ كتابتنها جنبه تجاري ندارد، زيرا كتاب يك كالاي فرهنگي است . در واقع ، تبليغ كتاب نوعي اطلاع رساني فرهنگي است كه موجب رونق بازار و تبادل و توسعه فرهنگي ، سياسي و اقتصادي يك جامعه مي شود.
بهاي كتاب : بهاي كتاب با توجه به هزينه هاي متفاوت كتاب محاسبه مي شود. بهاي كتاب معمولا قيمتي است كه خوانندگان آن را براي خريد كتاب ميپردازند محاسبه آن بر ميزان قيمت تمام شده كتاب ، به اضافه سود ناشر ، تيتراژ كتاب و درصدي است كه بايد به پديد آور پرداخت شود . قيمت تمام شده به اضافه سود ناشر همان بهاي كتاب است كه ناشر با داشتن درصد حق التأليف ، حق پديد آور را تعيين ميكند ، به روش ذيل ( درصورت توافق در قرار داد ) : در صورت توافق در قرار داد ، سهم پديد آور =
|
15% × تيراژ × بهاي كتاب |
|
100 |
7- ناشران همكار 8- ناشران سازمان هاي بين المللي 9- خود ناشران
ناشران از نظر موضوع به دو گروه عمومي و تخصصي تقسيم ميشوند. گروه تخصصي نيز به دو گروه خاص و رخص تقسيم ميشود. ناشران عمومي در تمام زمينه هاي شعر ، داستان، تاريخ، دين و مذهب، جغرافيا و سرگرمي و مانند آنها فعاليت ميكنند. فعاليت آنها پيش از آنكه جنبه فرهنگي داشته باشد، جنبه اقتصادي دارد. و ناشران تخصصي نيز كاملا تخصصي كار ميكنند و اغلب براي مخاطباني خاص فعاليت مي كنند. ناشران از نظر كيفيت آثار و اعتبار و تأثير آنها بر بازار نشر به چهار گروه تقسيم ميشوند: ناشران با آثار با ارزش، ناشران با آثار كم ارزش ،ناشران متكبر و تأثير گذار و ناشران پيرو و تأثير پذير.
ناشران با آثار با ارزش ، ناشراني هستند كه مخاطبان خود را ميشناسند و تلاش ميكنند تا آثاري را منتشر كنند كه در جامعه تأثير بگذارد و اثري ماندگار باشد . ناشران با آثار كم ارزش ، مخاطبان خود را نمي شناسند و تنها به دنبال منافع مادي خود هستند.
ناشران متكبر و تأثير گذار ناشراني هستند كه مسائل جامعه خود را ميشناسند و گاهي حتي نياز هاي آينده را پيش بيني و بر اساس آن ها برنامه ريزي ميكنند.
ناشران از نظر چگونگي سرمايه گذاري ، مقدار سرمايه و وابستگي سرمايه آنها به صورت زير تقسيم ميشوند:
ناشران آزاد تجاري: ناشراني هستند كه با سرمايه خصوصي خود و گاهي با به مخاطره انداختن سرمايه خود آثاري را منتشر مي كنند .
ناشران دولتي : ناشراني هستند كه بيش از پنجاه درصد سرمايه ، متعلق به آنها است و اگر اين سهم كمتر از پنجاه درصد باشد ، وابسته به دولت ميشوند.
ناشران ازنظر سرمايه گذاري به دو گروه انتفاعي و غير انتفاعي تقسيم ميشوند ناشران آزاد اغلب ناشران انتفاعي هستند، يعني اغلب براي توسعه سرمايه و سود آوري دست به كار نشر ميزنند . ناشران دولتي و وابسته به دولت را مي توان ناشران غير انتفاعي ناميد. ناشران غير انتفاعي غالبا در راستاي هدف هاي والاي فرهنگي، توسعه بهداشت، تبليغ مباني عقيدتي و مذهبي و سياسي، گسترش نيات خير خواهانه م نظاير آن اقدام به نشر ميكنند.
ناشران آثار تجديد چاپ : آثار تجديد چاپ آثاري هستند كه پس از فروش كتابها در چاپ اول، چاپ مجدد ميشوند، ناشران ايراني معمولا در چاپ اول سودچنداني عايدشان نميشود، بلكه تنها سرمايه آنها باز ميگردد. آنان معمولا در چاپ هاي بعدي سود مي برند به همين دليل ناشران ايراني ترجيح مي دهند خود اقدام به چاپ مجدد نمايند.
ناشران همكار : بعضي از ناشران به دلايل اقتصادي يا عدم توانمندي هاي فني با ناشران ديگر قرار داد ميبندند و باهم فعاليت ميكنند.
اين گونه ناشران غالبا از سرمايه مشترك و تجربيات فني و تخصصي يكديگر ، براي بهبود كار بهره ميجويند.
ناشران سازمان هاي بين المللي : سازمان هاي بين المللي نظير يونسكو- يونيسف- سازمان بهداشت جهاني-ايفلا و مانند آنهانيز كه جنبه بين المللي دارند داراي انتشاراتي هستند، هدف از انتشارات ، در اين گونه سازمان ها ، اشاعه دانش و فرهنگ در راستاي هدف هاي اين سازمان ها است، اين ناشران معمولا با سرمايه اعضاء كه بخشي از آن به انتشارات اختصاص مي يابد ، فعاليت ميكنند.
خود ناشران : گاهي پديد آورندگان با سرمايه خود اقدام به نشر كتاب خود ميكنند . اصطلاح مؤلف – ناشر يا ناشر – مؤلف از آن جا بوجود آمده است . پديده ي خود ناشري موجب كاهش قيمت ها و در نتيجه قيمت پشت جلد ميگردد و تا حدودي مشكل مربوط به حق تأليف را حل ميكند . گذشته از آن ، كتابها كمتر در پيچ و خم ديوانسالاري مي مانند و در نتيجه زودتر به دست استفاده كنندگان مي رسند . اين پديده جنبه هاي منفي نيز دارد، از آن جمله عدم ارزشيابي و بررسي كتاب، پيش از چاپ و وجود اشكالات احتمالي در محتواي كتابها به دليل عدم ويرايش و داوري است .
چاپ: چاپ، عمل مكانيكي نكثير است و به فن و صنعت تكثير صورت و نقوش، حروف ، خطوط، تصاوير و نظاير آن بر كاغذ ، پارچه ، شيشه، فلز، پلاستيك ، چوب و غيره گفته ميشود . چاپ يكي از مهمترين و اساسي ترين شيوه هاي نگهداري، انتقال و اشاعه اطلاعات در تاريخ بشر بوده است.
مراحل پيش از چاپ: الف) تحويل گرفتن اثر : پس از آنكه اثر دست نوشته، مراحل نشر را طي كردو آماده چاپ شد، ناشر آن را به چاپخانه و چاپگر تحويل مي دهد. چاپخانه محلي است كه كتاب يا نشريات در آنجا به چاپ ميرسد . چاپگر پس از تحويل گرفتن دست نوشته از ناشر كه اصطلاحا به آن "خبر چاپي" يا نسخه اورژنيال ميگويند، بر اساس يك قرار داد ،متن رابه چاپ ميرساند.
ب) اصلاح خبر چاپي( اورژنيال) : در اين مرحله نخستين نسخه ماشين شده كه ممكن است اشتباههايي داشته باشد آماده ميشود،
آنگاه نمونه خوان يا ويراستار اشتباههاي اثر را اصلاح ميكند.
ج) آماده سازي پيش از چاپ: در مرحله توليد فني ناشر اثررا حروف نگاري ، صفحه آرايي و طراحي ميكند.
د) حروف چيني : در مرحله حروف چيني ، حروف را بر مبناي متني كه براي چاپ آماده سازي شده است مرتب ميكنند . حروف چين كسي است كه كنار هم قرار گرفتن حروف را برنامه ريزي ميكند .
باز بيني آخرين نمونه : اگر نمونه اول داراي غلط باشد ، پس از تصحيح ، يك نمونه ديگر از آن گرفته ميشود تا دوباره نمونه خواني شود ، هر گاه نمونه بعدي هم غلط داشته باشد ، آنقدر نمونه مجدد گرفته ميشود تا نمونه اي بدون غلط به دست آيد و بتوان آن را براي صفحه آرايي و تكثير فرستاد . نمونه اي راكه چنين وضعيتي داشته باشد "نمونه آخر" مي نامند.
صفحه آرايي و تنظيم: در صفحه آرايي كارهايي مانند قرار دادن درست ومناسب طرح ها، نقشه ها،جدول ها،نمودارها،پانويس ها،ترتيب درست صفحات فاصله بالا و پايين صفحات و نظاير آن انجام ميشود.
اندازه سازي خبر: نمونه اصلي و خبر (منظور خبري نيست كه نويسنده نوشته يا تايپ كرده است)، اصطلاحاتي هستند كه در طول كار استفاده ميشوند. در واقع حروف چاپي (غيرتصويري)،طرح ها، نقشه ها، عكس ها و اسلايد هاي رنگي و سياه و سفيد در فضايي كه براي كتاب در نظر گرفته شده است اندازه سازي ميشوند و اندازه وكب حروف چاپي مشخص ميشوند.
مونتاژ: مجموعه اي از كارهايي است كه سبب زيباتر شدن كتاب ميشود.
كپي( تهيه زينك) : زينك ورقه اي بسيار نازك فلزي است كه فيلم را روي آن عينا كپي ميكنند ، زينك را درست روي فيلم هماهنگ و مطابق ميكنند تا هم اندازه محل قرارگرفتن بر ماشين چاپ باشد. معمولا زينك را نگه مي دارند تا اگر اثر چاپ مجدد برسد ، ازآن استفاده كنند.
فرايند هاي اصلي چاپ : در كار چاپ، چهار فرايند وجود دارد:ا- چاپ لترپوس (برجسته) 2-چاپ گراور(گود) 3-چاپ ليتوگرافي(مسطح)
4- چاپ اسكرين(متخلخل يا استنسيل). هر يك از اين چهار فراين با روش هايي خاص انجام ميشود:
لترپوس يا روش چاپ برجسته، گراور يا روش چاپ گود، ليتوگرافيبا روش همسطح ، اسكرين با روش چاپ متخلخليا استنسيل.
تكثير يا چاپ فوري:اي نوع چاپ را " زيرو گرافي" و زيراكس" نيز ميگويند. روش كار آن به صورت تهيه نسخه هاي اضافي
از روي نسخه اصلي يا نسخه مادر است. از انواع تكثير ميتوان فتوكپي، زيراكس، عكاسي، اوزاليد، ميكرو فيلم و امثال آنهارا نام برد.
ساير فرآيندهاي چاپ : علاوه بر چهار نوع اصلي چاپ ، چندين نوع ديگر چاپ وجود دارد كه عمل چاپ بدون تمام انجام ميشود اين نوع چپ ها داراي كاربردهاي خاص هستند :
1) چاپ از طريق قوه جاذبه دافعه بار هاي الكتريكي (الكترو استاتيك) 2) چاپ از طريق پاشيدن مركب 3 ) چاپ از راه عكاسي 4) چاپ ليزري.
مرحله پاياني : پس از چاپ لازم است كه كارهايي روي اثر چاپ شده انجام شود ، تا براي توزيع و فروش آماده گردد. بيشتر كارهاي چاپي ، اعم از نشريات چاپي بدون جلد، جزوه ها، كاتالوگ ها، مجلات و كتابها بايد طي عملياتي ، صحافي و به يك كار چاپي كامل تبديل شوند. تنها كارهاي چاپي نظير (علاميه ها، كارتهاي ويزيت و امثال آنها نياز به صحافي ندارند.
صحافي كتاب: سه راه مختلف براي صحافي كتاب وجود دارد : 1- صحافي مرحله اي: اين نوع صحافي از نظر دوام بهترين نوع صحافي است. 2- صحافي كامل كتاب : اين نوع صحافي براي كتابهاي ارزان قيمت استفاده مي شود. 3- صحافي مكانيكي كتاب : اين نوع صحافي براي كتابهاي راهنما ، دفترچه هاي يادداشت و نظاير آنها استفاده مي شود.
ماشين هاي چاپ : ماشين هاي چاپ، انواع گوناگون دارند و از زمان اختراع ، تاكنون تغيرات بسيار كرده و پيچيده تر شده اند ، اما اساس كار آنها يكسان است. به طور كلي ماشين هاي چاپ دو نوع هستند :
1- ماشين هاي چاپ ورقي كه با ورق هاي جداگانه كاغذ تغذيه ميشوند .
2- ماشين هاي چاپ رول كه با نوار هاي پيوسته كاغذ تغذيه ميشوند.
ماشين هاي چاپ ممكن است تك رنگ يا چند رنگ باشند . روي ماشين هاي چاپ چندرنگ معمولا هر رنگ به يك واحد كامل چاپ نياز دارد، مثلا يك ماشين چاپ دورنگ داراي دو واحد كامل چاپ و ماشين چاپ چهار رنگ داراي چهار واحد كامل است.
سه نوع ماشين چاپ لترپوس (برجسته) وجود دارد: پلاتن(ملخي)،سيلندري تخت(مسطح)، روتاري(دوار).
استفاده از رايانه در چاپ : امروزه هركس كه به يكي از شبكه هاي اطلاع رساني جهاني دسترسي پيدا كند ، بالقوه يك ناشر است ، زيرا ميتوانددر صفحه اصلي شبكه جهان گستر آنچه را در سر دارد به سراسر شبكه بفرستد، تكثير، پخش و توزيع كند بي آنكه لبه تيغ سانسور موانعي براي او فراهم كند.
كتابهاي الكترونيكي: در صورتي كه پديد آوران به امكانات الكترونيكي دسترسي داشته باشند ، مقاله خود را در واژه پرداز ضبط ميكنند و با همان شكل به ويراستارميدهند و مقاله را منتشر ميكنند .اين نوشته ها معمولا روي كاغذ منتشر نمي شوند ، اما در صورت نياز ميتوان از طريق چاپگر ، نسخه چاپي آن را نيز فراهم كرد، به اين امر "نشر الكترونيكي" ميگويند. مهمترين مزاياي كتابهاي الكترونيكي به صورت زير است:
1-ذخيره اطلاعات انبوه( متن، صدا و تصوير) در حجم بسيار اندك است .
2-قابليت جستجوي بدون واسطه و بسيار متنوع(اطلاعت دسته ميشوند و گزينش اطلاعات بسيار آسان است)
3- امكان انتقال و نگهداري آنها آسان (برخي از آنها در جيب حمل ميشوند) است.
4- قابليت تكثير ارزان و آسان است .
5- امكان نصب و راه اندازي راحت است
6- تداوم و بقاي آنها نسبت به منابع چاپي طولاني تر است.
7- هزينه هاي سفارش ، خريد ،نگهداري، فهرست نويسي و رده بندي كمتر است.
8- استفاده از چند كاربر از يك كتاب الكترونيكي امكان پذير است.
9- برخي از انواع آنها سريع رمز آمد ميشود.
10- دسترسي روي شبكه امكان پذير است.
11-عدم سانسور مطالب هنگاميكه منابع الكترونيكي پيوسته هستند.
برخي از معايب كتابهاي الكترونيكي عبارتند از :
1) سخت افزار و لوازم جانبي آنها مورد نياز است.
2) امكان دارد اطلاعات به خصوص در ديسك هاي فشرده نوري مخدوش شوند.
3) زماني كه عمل تكثير بدون اجازه انجام ميشود ، حق مؤلف از بين ميرود.
4) در استفاده از رايانه به دانش پايه نيازمنديم.
تأثير اينترنت بر نشر و چاپ : تأثير اينترنت بر نشر به شكلهاي زير مي باشد :
1) تبديل ناشران به معماران كتاب، يعني اطلاعات را گرد آوري و بر شكل گيري كتاب جديد نظارت ميكنند
2) سهولت در سفارش و خريد كتاب
3) انجام دادن برخي از امور كه هم در چاپ و هم در نشر وجود دارد مانند جدول، نمودار ،تصوير گزيني ، ويرايش و نسخه پردازي كه امكان ارسال به نقطه ديگر دنيا ميسر مي شود و بدون پرداخت هزينه حمل و نقل دوباره به ناشر بر ميگردد.
4) تمام استفاده كنندگان از اينترنت ميتوانند از كتابهاي الكترونيكي استفاده كنند.
نشر كتاب در كشور هاي در حال توسعه : چند سالي بيش نيست كه اصطلاح كشورهاي جهان سوم جاي خود را به كشور هاي در حال توسعه داده است. براي تعيين پيشرفته بودن يا در حال توسعه بودن يك كشور شاخص هايي وجود دارد كه سازمان هاي اقتصادي و فرهنگي جهان آنهارا مشخص ميكنند، مثلا ميزان در آمد ناخالص ملي، تراز ميان واردات و صادرات ، توليد، مصرف و توسعه ازجمله ي اين شاخص ها هستند . در حوزه فرهنگ نيز شاخص هايي وجود دارد . مانند سواد(ميزان باسوادان و بي سوادان) افرادي كه به مقاطع مختلف تحصيلي راه مي يابند ، توليدات فرهنگي (كتاب،روزنامه،مجله،فيلم،برنامه هاي تلويزيوني و راديويي و ... ) تعداد كتابخانه ها ،دانشگاه ها و موسسات مانند آنها يكي از شاخص ها ي مهم كه توسعه يافتگي فرهنگي رانشان ميدهد ، توليدات فرهنگي و مهمترين آنها كتاب است . درنشر كتاب در كشور هاي جهان سوم و ايران مسائل مهمي مي توانند تأثير گذار باشند . توليد و مصرف اطلاعات: متأسفانه سهم كشور هاي در حال توسعه ، در توليد دانش و فراورده علمي اندك و در نتيجه سرمايه گذاري اين كشور ها براي توليد اطلاعات علمي نيز اندك و به طبع آن توليدات علمي – پژوهشي اين گونه كشور ها در مقابل كشور هاي پيشرفته نيز اندك است .
نتايج تحقيقي در ايران ، نشان ميدهد كه ميزان توليد نسبي اطلاعات در مقياس كلان، در هيچ خوره علمي به يك درصد ميزان مصرف اطلاعات نميرسد. با توجه به آمارها ، كشور هاي پيشرفته ي دنيا بيشترين توليد منابع و اطلاعات را دارندو كشور هاي جهان سوم تنها مصرف كنندگان آن منابع و اطلاعات هستند. خود نگري به جاي كلان نگري: يكي از مشكلات نشر در كشور هاي در حال توسعه خردنگري به جاي كلان نگري است . در كشور هاي جهان سوم يا برنامه هاي دراز مدت طراحي نمي شوند يا اگر ميشوند
آنقدر ايده آل و دست نيافتني هستند كه هرگز به عمل در نمي آيند در كشور هاي جهان سوم، اغلب به برنامه هاي سطحي و زود گذر توجه مي شود و برنامه ريزي ها كوتاه مدت و جزئي نگر هستنددر كشور هاي در حال توسعه يكي از مهمترين راه كار ها براي حل مسائل نشر،( ايجاد نظام يكپارچه و ملي اطلاع رساني است .
شمارگان كتاب، كتابخواني و اقتصاد نشر: شمارگان يا تيتراژ كتاب عبارت است از تعداد كتاب ، مجله، روزنامه، و غيره كه در يك نوبت به چاپ ميرسد. يكي از شاخص هاي مهم كتابخواني ميزان شمارگان كتاب است. ميزان تيراژ كتاب را نسبت به جمعيت به خصوص جمعيت با سواد كشور مي سنجند. تيراژ كتاب به عوامل گوناگون بستگي دارد كه همگي آن ها ، مانند حلقه هايي در يك زنجير بر يكديگر اثر مي گذارند. به طور كلي ، عوامل محيطي نظير شرايط جغرافيايي ، تاريخي ، سياسي، اجتماعي و اقتصادي بر تيراژ كتاب مؤثر است . قيمت كتاب هم در تيتراژ كتاب مؤثر است يكي از دلايل عدم مطالعهبه خصوص در ميان اقشار كم در آمد ، مي تواند گراني كتاب باشد. نظام آموزشي : در كشور هاي در حال توسعه نظام آموزشي مانعي بزرگ براي عدم رونق بازار شد و پايين آمدن سطح كتابخواني است كشور هاي در حال توسعه ، اغلب داراي جمعيتي زياد و در آمدي اندك هستند بنابراين توان برنامه ريزي مناسب در زمينه تعليم و تربيت ندارند. نظام آموزشي آن ها بر پايه معلم ، كتاب درسي و مدرسه استوار است و در نهايت هدف آنها گرفتن
مدرکی برای ورود به بازار کار یا دانشگاه است.در چنین نظامی ، دانش اموزان برای ارتقای سطح دانش خود ضرورتی به تحقیق و مطالعه و مراجعه به منابع یا کتابخانه های اموزشگاهی نمی بینند، زیرا تنها باید کتاب درسی خود را یاد بگیرند و نمره مورد نیاز را کسب کنند.
اقتصاد نشر: اقتصاد بیمار کشورهای در حال توسعه ، عاملی مهم در عقب نگه داشتن و عدم توسعه این گونه کشورها است.کشورهای در حال توسعه با این که منابع غنی دارند به دلایل متعدد دارای اقتصاد تک محصولی هستند و توان تولید انها پایین است. صنعت نشر بالقوه نیازمند مواد ،مصالح، تجهیزات و دانش فنی است این گونه مواد غالبا در کشورهای توسعه یافته، تولید می شود و کشورهای در حال توسعه باید انها را خریداری کنند.یکی دیگر از جنبه های اقتصاد نشر عرضه و تقاضاست. بازار کتاب باید مانند هر کالای دیگری متقاضی فراوان داشته باشد تا عرضه ان بالا رود تقاضا برای کتاب پیچیدگی های فرهنگی خاص خود را دارد. چنانچه قبلا اشاره شد ، سطح سواد، نظام اموزشی کار آمد،رسانه ها ، کتابخانه های عمومی فعا ل ، نظام علمی و اطلاع رسانی و نظایر انها میزان تقاضا را برای کتاب بالا می برد.
حق مؤلف: حق مؤلف که معادل انگلیسی آن copy right است، حقی است که بدای پدیدآورندگان اثار، اعم از کتاب (تألیف، ترجمه، تدوین،و گرد اوری ) نوار کاست و ویدیئو، نقاشی، شعر،اهنگ سازی،ترانه سرایی و مانند ان ها قائل می شوند. قانون حق مؤلف،نخستین بار در 1790 میلادی در ایالات متحد امریکا به تصویب رسید بر اساس آن "هر کس حق دارد منافع معنوی و مادی ناشی از هر نوع تولید علمی، ادبی یا هنری را که خود مؤلف،آن است، حفظ کند."دو معاهده یا توافقنامه جهانی برای حق مؤلف وجود دارد که عبارتند از:معاهده برن و معاهده ژنو یا معاهده جهانی حق مؤلف .
معاهده برن: معاهده یا قرارداد برن در نهم سپتامبر 1886 میلادی، در شهر برن ، در کشور سوئیس به اضاء رسید. نخستین کشورهای امضاء کننده این قرارداد عبارتند از :آلمان، ایتالیا، اسپانیا، بلژیک، انگلستان، فرانسه، تونس، سوئیس و هائیتی و... این قرارداد بی توجه به اجاد محدودیتی از گونه های متعدد و متنوع اثار ادبی و هنری مانند کتاب،رساله و سایر نوشته ها مانند مقالات و نامه ها و اثار شفاهی که به صورت مکتوب در می آیند(مثل سخنرانی ها،خطابه ها و وعظها) واثار نمایشی، پانتومیم ها ،آثار موسیقی، آثار سینمایی، نقاشی، پیکرنگاری، گچ بری، مجسمه سازی، کنده کاری، عکاسی، نقشه های جغرافیایی، طرح ها و آثارنقشه برداری،معماری،آثار مربوط به ترجمه،گردآوری و سایر آثار تبریلی،دایرة المعارف و گلچین های ادبی یاد کرده است.قرارداد برن نحوه جبران خسارت کسانی را که آثارشان مورد تجاوز قرار گرفته است به قوانین محلی کشورمحل انتشار اثروا گذاشته است.
قرارداد جهانی حق مؤلف(قرارداد ژنو): در جهت تحقق اصل 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر پایه های طرح جهانی حق مؤلف ریخته شد.این طرح بر حقوق افراد نسبت به برخورداری از منافع مادی و معنوی آثار علمی ،ادبی و هنری خود تأکید دارد و با همکاری کارشناسان پنجاه کشورسازمان یونسکو ارائه شده است.مرکز ان در ژنواست و بر اساس گزارش های به دست آمده موفق تر از سایر طرح ها بوده است.قرارداد جهانی 1952 م،در سال 1971 م.در پاریس مورد تجدید نظر قرار گرفت.این قرار داد ،به دلیل اهمیت داشتن "کنوانسیون"خوانده شد.حق مؤلف در ایران:در ایران ،درباره حق مؤلف ،دو قانون،یکی در سوم آذر ماه 1348 – هجری شمسی،"قانون حمایت از حقوق مؤلفان مصنفان و هنرمندان است که چهار فصل ،سی و سه ماده و سه تبصره دارد. قانون مصوب 1352 –هجری شمسی"قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی"است که نام این قانون نشانگر چگونگی حمایت آن از پدیدآورندگان است.
کشورهای در حال توسعه کارتل های انتشاراتی: ناشران بزرگ کشورهای توسعه یافته مانند کارتل های نفتی و اقتصادی بزرگ دنیا عمل می کنند و می توان آن ها را کارتل های انتشاراتی نامید. ناشران کشورهای در حال توسعه اغلب کم توان و فقیر و خرده پا و فاقد امکانات فنی و تجهیزات لازم هستند ،بنابراین نمی توانند با کارتل های انتشاراتی بین المللی همکاری یا مقابته کنند. از سوی دیگر ،پیوستن به این معاهدات شامل موادی غیر از کتاب مانند روزنامه، مجله، خبر و رسانه، طرح ها، نمودارها، تصویرها، نرم افزارها و مانند انها است که همهی این مواد تعهدات مالی سنگینی را برای ناشران کشورهای در حال توسعه ایجاد می کند.مورد دیگری که سبب می شود تا همه چیز به نفع کشورهای در حال توسعه تمام شود،مسئله ترجمه است نسبت ترجمه زبان های بومیبه زبان هی لاتین به ویژه انگلیسی ،بسیار کمتر از اثار ترجمه شده از زبان های لاتین به زبان های بومی است و این عدم تعادل نیز به نفع کشورهای توسعه یافته تمام می شود.کشورهای در حال توسعه با پیوستن به این معاهدات ملزم به مکاتبه با خارج از کشور و گرفتن مجوز قانونی از کشورهای در حال توسعه هستند و این امر نیز خود مشکلی دیگر برای ناشران کشورهای جهان سوم است.
مشکلات نشر کشورهای در حال توسعه به ویژه ایران را بدون رعایت اولویت به صورت زیر می توان خلاصه نمود:سیاست خرد نگری به جای کلان نگری در دولت ها- پایین بودن سطح سواد – پایین بودن میزان تولیدات علمی و پژوهشی.
- پایین بودن تیتراژکتاب
– پایین بودن میزان کتابخوانی
– عدم پویایی کتاب خانه ها به ویژه کتابخانه های عمومی
– وجود مشکلات اقتصادی
– وجود مشکلات اموزشی در نظام رسمی
– عدم پیوستن به معاهدات بین المللی حق مؤلف
– عدم جریان آزاد اطلاعات.
نشر کتاب در ایران : در ایران ،از دیر باز نسخه نویسان ،وراقان، خطاطان ،کتاب فروشان ،تذهیب کاران ،جلد سازان ، صحافان وافرادی مانند آنان ،در کار نشر کتاب فعال بوده اند ، اما پیشینه نشر کتاب با دستگاه چاپ، از زمان ورود نخستین دستگاه چاپ به ایران ،در سال 1369 میلادی آغاز شد.دستگاه های چاپ مدت ها در انحصار ارامنه بودندکه در نقاط مختلف ایران به نشر آثار مقدس مسیحیان می پرداختند تأثیر نشر کتاب در ایران عملا در اوایل قرن نوزدهم ،زمان سلطنط فتحعلی شاه و با حمایت عباس میرزا (ولیعهد)آغاز شد. تحولاتی که در زمینه نشر در عصر قاجاریه ایجاد شد عبارت است از:
1 )انتشار چندین کتاب در دوران ولیعهدی عباس میرزا
2) انتشار نخستین روزنامه های کشور افزایش تعداد این روزنامه ها تا زمان مشروطیت
3) تأسیس مدرسه دارالفنون و انتشار کتاب هی درسی و علمی
4 )افزایش انتشار روزنامه و کتاب با هدف های سیاسی و اجتماعی
نشر کتاب در عصر پهلوی: در عصر پهلوی اول (1304 – 1320 هجری شمسی) ایران واردعرصه سیاسی و فرهنگی جدید شد. در این دوران سواد عمومی نسبتا گسترش یافت و کتاب های درسی جدید تألیف کردند و چاپخانه ها و مؤسسات نشر دولتی و خصوصی نیز تأسیس شدند. یکی از ویژگی های این دوران نظام پلیسی – استبدادی بود که در این دوران کتابها زیر سانسور مأموران نظمیه قرار داشتند . سانسور مانع بزرگی در جهت رشد اندیشه ها و انتشار سالم کتاب بود. در ابتدای دوران حکومت پهلوی دوم ،مشکلات ناشی از جنگ جهانی مانع بزرگیبرای نشر کتاب محسوب میشد ،اما قیام های آزادیخواهانه در سالهای 1322 تا 1332 هجری شمسی موجب رشد کمی و کیفی کتاب و مطبوعات شد . کودتای 28 مرداد 1332 هجری شمسی، موجب اختناق و جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات تبادل آزاد افکار شد. ایجاد کتابخانه های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ،کتابخانه ملی و کتاب شناسی ملی از جمله تحولات مهم در دوران پهلوی دوم بود. در این دوران کتاب ها بسیار ممنوع الانتشار بودند و خواندن ان ها حبس به دنبال داشت. به طور کلی آمار نشر کتاب از 1320 تا 1357 نشان دهنده ی افزایش تعداد کتاب هاست،اما این افزایش نمیتواند بیانگر رونق نشر کتاب ،افزایش کتابخوانی و رشد فرهنگی باشد. این رشد با افزایش جمعیت ،عده با سوادان ،عده دانش اموزان و دانشجویان ،تعداد دانشگاه ها و فعالیت های فرهنگی و رسانه های دیگر همراه نبوده است.
نشر پس از انقلاب اسلامی ایران: پس از انقلاب شکوهمند اسلامی که منجر به جریان آزاد فکری در میان مردم نشدکتابهای بسیار منتشر شدند و آحاد ملت استقبال خوبی از کتاب کردند .جنگ تحمیلی تبعات منفی بر نشر کتاب در ایران گذاشت. پس از پایان جنگ و آغاز سازندگی معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایجاد شد. همچنین اقدامات مفیدی مانند برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب ،تعیین کتاب سال ،پرداخت یارانه به چاپ و نشر انجام گرفتکه در رونق کتاب مؤثر بوده است.
مهمترین مشکلات نشر کتاب در ایران عبارتند از:
1 ) سودآورنبودن صنعت نشر :سودآور نبودن صنعت نشر در ایران، دلایل فرهنگی دارد، زیرا ایران معمولا کتاب یک وسیله تزئینی و تفننی است. تا وقتی که کتاب به عنوان یکی از ضرورت های زندگی راه گشای بسیاری از مشکلات مردم به حساب نیاید، خریدن آن نیز ضرورت به حساب نخواهد آمد.در واقع کتاب و کتابخوانی در کشور ما ،اغلب برای کسب امتیازات علمی و فرهنگی است نه برای حل مسائل روز مره زندگی.
2 ) نظام آموزشی:نظام اموزشی در هر کشور میتواند مانند اهرمی نیرومند برای ایجاد انگیزه، به مطالعه عمل کند. نظام اموزشی کشور ما زنجیره ای است که فقط سه حلقه (معلم،کتاب درسی،مدرسه)مؤثر دارد .درچنین نظام اموزشی اگر یکی از سه حلقه ی معلم ،کتاب درسی و مکان مدرسه حذف شود اموزش نمی تواند به راه خود ادامه دهد .در یک نظام اموزشی سالم باید عناصر دیگری مانند: کتاب خانه ،تحقیق ،ازمایشگاه ، بحث وگفتگو بر مبنای مطالعات و یافته ها و نظیر اینها نقش فعال داشته باشند.
3 )خانواده و تربیت: کودکان ،مطالعه کردن را از طریق تقلید از اعضای خانواده می اموزند، متأسفانه کودک ایرانی ،معمولا شش سال نخستین زندگی خود را بدون توجه به اهمیت مطالعه از دست می دهد . والدین باید بدانند که مطالعه نیز مانند هر کار دیگر چون غذا خوردن و مهر ورزیدن،یاد گرفتنی است و کودک باید آن را در خانواده بیاموزد.
4 ) عدم وجود نظام ملی اطلاع رسانی : به منظور سازماندهی در امور نشر لازم است مجموعه ای از نهادها و واحدهایی به وجود آیند تا به طور هماهنگ سیاست گذاری، برنامه ریزی،آموزش ،اجرا و ارزشیابی انجام گیرد. البته هدف از ایجاد چنین مرکزی صرفا اصلاح وضع نشر نیست بلکه اصلاح نشر یکی از کارهای چنین مرکزی است. این واحدها را یک مرکز باید هماهنگ کند. نظام ملی اطلاع رسانی هدف را مشخص و دستگاههای ذی ربط را که می توانند هدف ها را برآورده سازند تعیین می کند ، پس نیازهای لازم را می سنجد و بر اساس آن نیازها ،فعالیت های دستگاه های گوناگون را اعلام میکند.
5 ) آموزش و پژوهش در نشر: یکی از مشکلات نشر در کشورمان ،عدم وجود رشته دانشگاهی یا آموزش های کلاسیکسازمان یافته در زمینه نشر است. طبعا وجود تحرک در آموزش نشر ،انگیزه هایی را برای پژوهش ایجاد می کند . خوشبختانه دانشگاه جامع علمی کاربردی در مقطع کاردانی رشته ای در زمینه چاپ برگزار کرده است اما در دفترچه آزمون سراسری جای رشته "چاپ نشر" خالی است.
6) عدم سیاست گذاری های بلند مدت: وجود اشکال در ساختار اتحادیه های صنفی ناشران، تصمیم گیری های صرفا دولتی، عدم سیاست گذاری های مالی و نظایر آن در امر نشر، از جمله مشکلات دیگر نشر، در ایران هستند.
7 ) ارتباط کتابخوانی و نشر: توسعه اجتماعی – فرهنگی بازاربالقوه ای برای مصرف کالاهای فرهنگی ایجاد میکند . شاخص های توسعه اجتماعی – فرهنگی مواردی نظیر سطح سواد، گسترش مراکز و مؤسسات آموزشی عالی، تعدد رسانه ها و مطبوعات و کتابخانه های عمومی و اعضای آنها، افزایش تیتراژ کتاب ها و توسعه بازار نشر هستند.طبیعی است که کتابخوانی با رونق بازار نشر ارتباط بسیار نزدیک دارد همچنین وجود آثار و محصولات فرهنگی در فهرست خرید خانواده ها تأثیر زیادی بر اقتصاد نشر دارد. به طور خلاصه می توان نتیجه گرفت، که تمهیدات زیر می تواند موجبات توسعه کتابخوانی و رونق بازار نشر را فراهم نماید:
1) برنامه ریزی ملی برای توسعه فرهنگ کتابخوانی.
2) ایجاد زمینه هایی برای سودآور شدن صنعت نشر و تولید محصولات هنری و فرهنگی متنوع جهت افزایش گرایش به خواندن.
3 ) تحول اساسی در نظام آموزشی.
4) حمایت های معنوی و مادی از ناشران و نویسندگان.
5) حمایت جدی از قانون حق مؤلف.
6) تشویق آموزش های ادبی و حمایت از پدیدآورندگان حرفه ای.
7) ایجاد و تقویت شبکه های کتابخانه های عمومی و روزآمد نگهداشتن مجموعه آنها.
8) حمایت از کتابداران به عنوان افرادی که در کتابخوانی و نشر تأثیر دارند.
9) اطلاع رسانی در صنعت نشر.
10) ایجاد کتابخانه مرکزی و نشریات تخصصی در حوزه های نشر و کتاب خوانی.
11) آموزش و پژوهش در نشر و کتابخوانی.
12) سیاست گذاری در توزیع و فروش و ایجاد توازن در عرضه و تقاضای کتاب.
13) بهره گیری از فناوری های جدید در عصر نشر (نشر الکترونیکی).
14) تقویت نهادهای صنفی در زمینه های نشر و کتابخوانی.
وبلاگ حاضر وبلاگ گروهی دانشجویان روابط عمومی و روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی بوده که از تاریخ 1/12/88 توسط دانشجویان ورودی 88-89 مطالب خود را در آن نگاشته اند